عبد الجليل قزوينى رازى

569

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و نيارند گفتن ، و مگر اين انتقالى جائى در كتب اخباريّه ديده باشد ، و معلوم است كه نه مذهب اصوليانست ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . و امّا آنچه گفته است : « مخالفت آل عبّاس را عيد يك روز پيشتر كنند » دگر باره به حساب كورتر است اين معنى مخالفت شريعت مصطفى باشد بايستى كه عبّاسيان را بر مصطفى تقديم و ترجيح ندادى كه صاحب شريعت مصطفى است صلّى اللّه عليه و آله نه ايشان ، امّا خواسته است كه بتعميه « 1 » بازنمايد كه دگران را بهتر از رسول مىداند و به همه حال امامزاده بهتر از كافر بچه باشد على زعم المصنّف و السّلام . آنگه گفته است : « فضيحت سى و چهارم - رافضى قبله را هم مخالفت كند وادست چپ چفسد « 2 » يعنى كه قائم در سردابه است بسامرّه ؛ روى فراآنجا كند » . امّا جواب اين محال « 3 » آنست كه قائم خود در سردابه نيست ولادتگاهش آن سردابه است و او در عالم روشن است « 4 » ، و تياسر اهل عراق در نماز حكمى شرعى است كه اگر اين علّت سردابه بودى شيعيان شام و يمن و طائف بايستى كه همين كردندى و اين كوربخت نامنصف اگر قياس مىكند بايد كه داند كه علىّ مرتضى بنزديك شيعه بهتر از قائم است و كعبه ولادتگاه اوست اگر روى بكعبه كنند اوليتر ، بلكه كعبه قبلهء رسول است و روى به دو آوردن مأمور شريعت است ، و تياسر حكمى منقول است از ائمّهء طاهرين و آن محال « 3 » ناوجه كه « 6 » از سر بغض آل مصطفى آورده است بىفايده

--> ( 1 ) - ع : « بتعبيه » ب م : « بتقيه » ح د : « تبعيت » و تعميه بمعنى پوشانيدن حقيقت چيزى و نشان دادن عكس آن مىباشد . ( 2 ) - م ب ن : « خسبد » ح : « حسبد » د : « چسد » در برهان قاطع گفته : « چفسيدن بفتح اوّل بر وزن و معنى چسپيدن است خواه چيزى را به چيزى بچسپانند و خواه بدست محكم گيرند » و در سابق گفته : « چسپيدن با باى فارسى بر وزن رقصيدن اتصال يافتن جسمى باشد بجسم ديگر كه انفصال آن مشكل بود و چيزى را محكم بدست گرفتن و بمعنى ميل كردن هم آمده است » پس اگر مراد از معنى سوم تمايل و انحراف از جهتى به جهتى باشد منطبق با معنى تياسر خواهد بود كه مصنف ( ره ) در جواب خود آن را آورده است و اگر نه هريك از آن دو معنى ديگر نيز مناسب و بىاشكال است زيرا مراد از اتصال مجازى يا تمسك مجازى اختيار امر مطلوب است كه متصل اليه و متمسك به مىباشد . ( 3 ) - اين كلمه در هردو مورد چنانست در نسخ كه در متن است و گويا وجه تعبير به « محال » آنست كه اين مدعا هيچ وقت وجود خارجى نداشته است مانند محال ، و محتمل است كه محرّف « مقال » باشد . ( 4 ) - براى ملاحظهء شاهدى بر اين مطلب با آنكه واضح است رجوع شود بتعليقهء 206 . ( 6 ) - ع ب « كه » را ندارند .